تبليغاتX
بچه های ایوان

بچه های ایوان

به وبلاگ بچه های ایوان خوش آمدید . لطفا پس از استفاده از هر قسمت در مورد آن نظر دهید.

خداحافظ

سلام

از همه کسانی که در مدت راه اندازی این وبلاگ مرا یاری کردند ، به دیدن وبلاگم آمدند و از کسانی که با نظر های گران تر از جانشان ما را راهنمایی کردند بسیار بسیار ممنون و متشکرم و امیدوارم که همیشه با طراوت باشند .

از خاک کوی دوست بسیار متشکرم که به طور مستمر در وبلاگم نظر می داد ، باید خدمت ایشان عرض کنم که ایشان را می شناسم و ازش خواهش می کنم که حتما ایمیلش را برایم در وبلاگ بنویسد چون دیگر نمی توانم صبر کنم . (دیگر توان دوری ترا ندارم ای غریب آشنا !)

و به عنوان آخرین پست این جمله را می گذارم :

همه چیز جاریست و من در حسرت سکون مرگ به انتظار نشسته ام .

برای آخرین بار در وبلاگم نظر بدهید

+ نوشته شده در  سه شنبه شانزدهم آبان 1385ساعت 11:35  توسط محمد حسن حیدریان  | 

SMS

می دونم دیگه خیلی تکراری شده ولی فقط به خاطر چند تا از دوستام SMS رو جزو موضوعات وبلاگم کردم.

امیدوارم خوشتون بیاد

سپری کردن اوقات

ترکه خودشو میمالیده به سپر ماشین! میگن که چی کار میکنی بابا,
میگه دارم اوقاتمو سپری میکنم

پشت گرمی

روي دروازه قزوين نوشتن: پشت‌گرمي شما مايه دلگرمي ماست!

مردانگی

ترکه رو برق 3 فاز میگیره پرت می کنه ، بلند میشه میگه : اگه مردین یه فاز یه فاز بیان جلو
عشق

عشق

بدون
توي دنيا
يه قلب هست كه
فقط براي تو مي تپه
اونم قلب خودته!!!

کی چی سوار میشه؟
كي چه ماشيني سوار ميشه :
نانواها : آر دي
قزويني : پيكان
زنداني : فراري
شلخته : چروكي چيف
دختراي خراب : ماكسيما
عرب : كيريسيدا
مجنون : ليلاند
ولكاي آبادان : كامارو
قماربازا : رنو??
رشتيا : آووودي

خوب فکر کن

اگه گفتي فرق بزرگترين موز دنيا
با كوچكترين موز دنيا چيه؟
.

.
خوب فكر كن
.

.
نميدوني؟
مهم نيست ميرم از يه ميمون ديگه مي پرسم!
 
قبض
وقتي اومدم آن چنان حالتو ميگيرم
كه نفست بند بياد از ترس پاهات بلرزه
هم چين آبروتو مي برم كه سرتو بالا نياري

من قبض موبايلتم
حسن
به اندازه موهاي سرم دوستت دارم
به اندازه موهاي ريخته شدم عاشقتم
به مقدار دفعاتي كه موهامو شونو ميكنم بهت وفا دارم
شناختي؟
منم حسن كچل
 
شماره غضنفر
 
تركه زنگ ميزنه 118 ميگه شماره غضنفر رو داريد يارو ميگه نه بعدش تركه ميگه پس من ميگم تو يادداشت كن
 
usa
ميدوني usa
مخففه چيه
يونجه زار هاي سر سبز آذربايجان
 
اگه نظرتو برام بنویسی ممنون می شم


+ نوشته شده در  جمعه سی و یکم شهریور 1385ساعت 17:6  توسط محمد حسن حیدریان  | 

مستی

در گیر و دار درگیری های این دنیای دروغین دمی بر دردهای خود

 

فائق گشتم و در درون دخمه درد آلود دلم به خوابی عمیق فرو

 

رفتم که صدای کوفته شدن دری دردمند که بر روی لولا های دل

 

شکسته اش می چرخید مرا به گیرودار و درگیری های این دنیای

 

دروغین بازگرداند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم شهریور 1385ساعت 17:11  توسط محمد حسن حیدریان  | 

تقدیم به تنها ترین های تنهایی های تنهاترین کوچه های دنیا

بر بلندای بلند ترین قله ی بزرگترین برهوت تنهایی خود نشسته ام و از دریچه ی تنگ چشمان خسته ام رسوایی آشکار مردمی را می بینم که آنها را در میان شیشه ای شفاف پنهان کرده است . . . در خفای حاصل از خیمه ی فریبند و خلاب شیشه خیانت را می توانم به وضوح ببینم ،ببینم که در تنهایی و تاریکی کوچک ترین کوچه ی این شهر به ظاهر بزرگ مورچه ای را که رندانه جو دانه ی برادرش را می رباید و به او ریشخند می زند.

 

می توانم ببینم همه چیز را ...

 

دلم برایشان می سوزد...

 

من تنهایی را خریدم و با آن دانایی را به دست آوردم .

+ نوشته شده در  یکشنبه نوزدهم شهریور 1385ساعت 12:51  توسط محمد حسن حیدریان  | 

فیلتر شکن

برای در یافت فیلتر شکن بر روی عبارت فیلتر شکن تازه کلیک کنید و

 درون کادری که در صفحه باز شده می بینید آدرس سایت فیلتر شده

 مورد نظر  خود را بنویسید و دکمه اینتر را فشار دهید .

 

فیلتر شکن تازه

برای دریافت لیست فیلتر شکن های جدید اروپا بر روی لینک زیر کلیک کنید

 

 

لیست فیلتر شکن ها (بیستا فیلتر شکن تازه)

+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم شهریور 1385ساعت 19:12  توسط محمد حسن حیدریان  | 

نامه ابراهام لینکلن به معلم پسرش

به نام خدا

 

به او بیاموز

می دانم که باید بیاموزد همه ی انسانها با انصاف و درستکار نیستند اما این را هم به

او بیاموز  که به ازای هر انسان رذلی  قهرمانی هم هست و در مقابل هر سیاستمدار

خود خواهی رهبری از خود گذشته و فداکار به او بگو به ازای هر خصمی  دوستی هم هست.

می دانم که باید مدتی وقت صرف کرد اما اگر می توانی به او بیاموز که زحمت کسب یک

دلار بیشتر از شادی پیدا کردن پنج دلار را دارد  شکست را به او بیاموز و همچنین لذت پیروزی را .

او را از حسادت بر حذ ر دار و اگر می توانی راز خنده خاموش را به او یاد بده  وازشگیفتیهای

کتابها برایش بگو . زمانی هم به او بده تا به راز پرواز پرندگان در آسمان زنبورها در خورشید 

و گلها در دامنه های سر سبز بیندیشد.

به او بیاموز مردود شدن بسیار شرافتمندانه تر از تقلب کردن  است  به او بیاموز به نظرات 

خودش ایمان داشته باشد حتی اگر همه به او بگویند  اشتباه  فکر می کند.

بیاموز که با مردم  مهربان ومتواضع با  مهربانی و تواضع رفتار کند  و با مردم متکبر و خشن 

 به تکبر و خشونت. بیاموز به آدمهای عیب جو و منفی باف اعتنا نکند   بیاموز که  قدرت بازو

و مغزش را به بالاترین مزایده ها بفروشد  اما هرگز اجازه ندهد بر چسب قیمتی  را به قلب

و روحش آویخته شود. . بیاموز که گوش هایش را بر عربده های اراذل و زور گویان ببندد بایبستد و مبارزه کند.

با او با ملیایمت و مهربانی رفتار کن  اما او را در آغوش مگیر چون تنها آزمون آتش است که استیل گرانبهایی را می آفریند.

 به بودن و زندگی کردن تشویقش کن  و بگذار  صبر را تجربه کند تا شجاع و بی باک شود.

 به او بیاموز همیشه عمیق ترین ایمان را به خود داشته باشد چرا که در این صورت همیشه عمیق ترین ایمان را به نوع بشر خواهد  داشت.

خواهش بزرگی است می دانم . اما ببین چه کار می توانی بکنی . او پسرک خوبی است.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم شهریور 1385ساعت 12:12  توسط محمد حسن حیدریان  | 

تقدیم به همه عاشقان خورشید

آریختا

ای کاش فردا بیاید و هر چه زودتر این بازی را تمام کند

 

و ای کاش امروز آخرین روز باشد

 

ای کاش فردا چشمان منتظرانش به نورش روشن شوند

 

و ای کاش امروز آخرین روز باشد

 

ای کاش فردا جمعه باشد و یا جمعه بشود تا او بیاید

 

و ای کاش امروز آخرین روز باشد

 

ای کاش فردا جایی برای ای کاش گفتن باقی نماند

 

و ای کاش امروز آخرین روز باشد

 

فردا را بی او نمی دیدم تا نگویم ای کاش ٬ ای کاش

+ نوشته شده در  شنبه چهارم شهریور 1385ساعت 17:41  توسط محمد حسن حیدریان  | 

رقابت احمق ها

احمق ها

احمق ها کار های غیر احمق ها را حماقت می دانند ٬

 

غیر احمق ها کار های احمق ها را حماقت می دانند ٬

 

و من همه ی دنیا را احمق می دانم

                     

                                       چون خودم یک احمقم!!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم شهریور 1385ساعت 17:50  توسط محمد حسن حیدریان  | 

عکس هایی از شهر ایوان

با شهر من بیشتر آشنا بشین و در مورد عکس ها و شهرمون نظر بدین٬ باشه؟

دورنمای شهر ایوان(باغ شاه)

eyvan city

حومه شهر ایوان(باغ شاه) در زمستان

winter in eyvan city

گل های شهر ایوان (باغ شاه) تقدیم به شما

eyvan flower

خونه ما در ایوان (باغ شاه)(میدونم خیلی بی ربطه)

my house

کوه مانشت از جاذبه های شهر ایوان (باغ شاه)

غروب در شهر ایوان(باغ شاه)

امیدوارم که تونسته باشم  آب و هوای زیبای اینجا رو بهتون القا کرده باشم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم مرداد 1385ساعت 11:24  توسط محمد حسن حیدریان  | 

عبرت

عبرت

تا ماشه اسلحه اش را کشید فهمید اشتباه کرده

 

برای جبران اشتباهش دوباره اسلحه را مسلح کرد و یک بار دیگر

 

شلیک کرد اما این بار دیگر فرصتی نداشت تا بفهمد دوباره اشتباه

 

کرده .

جون من نظر بده

 

+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم مرداد 1385ساعت 17:56  توسط محمد حسن حیدریان  | 

آهگ برای داناود

حتما واسه تنهائیاتون این آهنگو دانلود کنین

یکی از بهترین آهنگ های فرهاد مهراد

برای دانلود کلیک راس کن و بعد save target as رو بزن

دانلود نکنی نصف عمرت بر فناس

دانلود

این آهنگ تا حالا منتشر نشده ها!

+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم مرداد 1385ساعت 19:28  توسط محمد حسن حیدریان  | 

بدو بدو فیلتر شکن تازه ، زنبیلو بردارو بیار،آی خونه دار آیای بچه دار؟

ببینید دوستان در اقداماتی تازه همه وبلاگ های ارائه دهنده فیلتر شکن بسته شده اند ما به شما تو صیه می کنیم بر روی کلمه باغ شاه کلیک کنید و در صفحه ای که گشوده می شود عضو شوید تا جدیدترین فیلتر شکن های روز دنیا را در میل باکس خود ببینید.

بچه های    باغ شاه

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مرداد 1385ساعت 19:5  توسط محمد حسن حیدریان  | 

احمق (ها)

احمق (ها)

خیلی گرسنه بود٬سردش بود٬خسته بود که ناگهان...

ناگهان متوجه شد که گرگ ها به گله اش حمله کرده اند اما او عقب ننشست ٬گرسنگی ٬خستگی و سردی را زیر پا نهاد و به دشمن ظالم حمله کرد اما نتوانست...

صبح روز بعد وقتی که جاسم از خواب بلند شد و به حیاط آمد با صحنه غریبی مواجه شد ٬او سر کنده شده سگ گله و شکم سفره شده گوسفندانش را دید.آری...

علت مرگ انسان ها ٬سگ ها ٬خوک ها می تواند عشق ٬ علم ٬جهل ٬شجاعت یا حماقت باشد.

علت مرگ سگ گله ی جاسم و به تبع آن گوسفندانش حماقت بود آری حماقت و نه شجاعت درست مثل قهرمانان احمقی که برای زیتون زردشان می جنگند.

+ نوشته شده در  دوشنبه نهم مرداد 1385ساعت 18:3  توسط محمد حسن حیدریان  | 

زندگی برافروختن سیگاری است در فاصله ی رخوتناک دو هم آغوشی

لوگوی وبلاگ بچه های ایوان

 

+ نوشته شده در  شنبه هفتم مرداد 1385ساعت 18:56  توسط محمد حسن حیدریان  | 

به یاد مظلومیت لبنان و برای لبنان

صلح جهانی؟

خواب پشت پرده چشمان بی تاب لبنان می میرد.

چشمان مادری به سرخی می نشیند.

گهواره  به یاد کودک از دست رفته هنوز تکان می خورد.

نگاه باستانی تاریخ به امتداد قدم های سید حسن دوخته می شود.

سازمان ملل محکوم می کند!!!

 

+ نوشته شده در  جمعه ششم مرداد 1385ساعت 18:9  توسط محمد حسن حیدریان  |